30 دی 1397

مار

مولف: کیان حاتمی   /  دسته: دسته بندی نشده   /  رتبه دهید:

پراکندگی در جهان بیش از ۲۹۰۰ گونه مار وجود دارد که از مدار قطبی یعنی اسکاندیناوی تا استرالیا پراکنده شده‌اند. مارها در همهٔ قاره‌ها به جز قطب جنوب، دریاها و ارتفاعات بیش از ۴۹۰۰ متر (۱۶۰۰۰ پا) در هیمالیای آسیا دیده می‌شوند. جزیره‌های فراوانی بدون مار هستند مانند جزیره ایرلند، ایسلند و زلاندنو (البته آب‌های زلاندنو هر از گاهی میزبان مار دریایی شکم‌زرد و Laticauda colubrina است). زیست بزرگی تیتانوبوآ ماری به طول ۱۲٫۸ تا ۱۳ متر بوده که اکنون منقرض شده‌است، پس از آن پایتون مشبک به طول ۶٫۹۵ متر قرار دارد که به عنوان بلندترین گونهٔ موجود مار ثبت شده‌است. مار آناکوندای سبز به طول ۵٫۲۱ متر هم به عنوان سنگین‌ترین مار جهان ثبت شده‌است. در سوی دیگر ترین‌ها، کوچکترین مار موجود به نام مار نخی باربادوس (Leptotyphlops carlae) با طول ۱۰٫۴ سانتیمتر قرار دارد که کوتاه‌ترین مار جهان است. بیشتر مارها جانورانی کوچک هستند و طولی کمتر از ۱ متر دارند. حواس بویایی مارها با بو کشیدن شکار خود را پیدا می‌کنند. آن‌ها با کمک زبان چنگالی خود ذرات موجود در هوا را جمع‌آوری می‌کنند و آن را به اندام ژاکوبسون موجود در دهانشان منتقل می‌کنند تا بررسی شوند. دو شاخ بودن زبان به مارها کمک می‌کند تا به صورت هم‌زمان به حس بویایی و چشایی جهت‌دار دست یابند. آن‌ها پیوسته زبان خود را حرکت می‌دهند تا از ذرات موجود در هوا، آب و خاک نمونه‌برداری کند، مواد شیمیایی موجود در آن‌ها را تجزیه و تحلیل کند تا تشخیص دهد که آیا شکار یا مزاحمی در محیط پیرامون قرار دارد یا خیر. زبان چنگالی برای مارهایی که به زیر آب می‌روند مانند آناکوندا هم به خوبی کار می‌کند. بینایی توان بینایی در میان مارها بسیار متفاوت است. برخی مارها تنها می‌توانند روشنایی را از تاریکی تشخیص دهند؛ در حالی که برخی دیگر بینایی خوبی دارند. اما نکتهٔ مهم دربارهٔ همهٔ آن‌ها این است که همهٔ آن‌ها به اندازهٔ کافی می‌بینند با اینکه ممکن است تیزبین نباشند، اما می‌توانند حرکات طعمه را ردیابی کنند. در حالت کلی بینایی مارهای درختی از مارهای خاکی (زیرزمینی) بهتر است. برخی مارها مانند مار آسیایی تاک (Asian vine) دارای دید دوچشمی است، اما چشمانش می‌توانند بر روی یک چیز هم‌زمان تمرکز کنند. در بیشتر مارها، جانور برای تمرکز بر روی یک جسم و دیدن آن، عدسی چشم نسبت به شبکیه پس و پیش می‌شود؛ درحالی که در دیگر آب‌پرده‌داران عدسی چشم کش می‌آید. مردمک چشم مارهای شب‌زی، شکاف مانند است درحالی که مردمک چشم مارهایی که در روز بیدارند، به صورت گرد است. حساسیت به پرتوهای فروسرخ افعی‌های پیت، پایتون‌ها و برخی مارهای بوآ، در شیارهای عمیق پوزه‌شان گیرنده‌های حساس به پرتوهای فروسرخ دارند که به آن‌ها اجازه می‌دهد پرتوهای گرمای ناشی از بدن جانوران خون‌گرم مانند پستانداران را «ببینند». در افعی‌های پیت، این شیارها میان سوراخ‌های بینی و چشم‌ها قرار دارد. دیگر مارهای حساس به پرتوهای فروسرخ، حفره‌های کوچکی روی لب بالایی، درست زیر سوراخ بینی شان را پوشانده‌است که به کمک آن‌ها پرتوهای فروسرخ را تشخیص می‌دهند. حساسیت به لرزش بخشی از بدن مار که با زمین تماس دارد به شدت به لرزش حساس است. در نتیجه می‌تواند کوچکترین لرزش در زمین یا هوا که در اثر حرکت جانوران نزدیک شونده ایجاد می‌شود را حس کند. پوست پوست مار از پولک پوشیده شده‌است. برخلاف این باور که مردم فکر می‌کنند مارها پوستی لزج مانند کرم دارند باید گفت کاملاً برعکس، مار، پوستی نرم با بافتی خشک دارد. بیشتر مارها با بهره‌گیری از پولک‌های خاص شکم شان می‌توانند روی زمین بخزند یا از یک سطح بالا بروند. پولک مار می‌تواند نرم، خاردار یا دانه‌ای باشد. پلک مارها شفاف است که به آن پولک‌های «تماشا» می‌گویند. این پلک همواره بسته‌است. فرایند از دست دادن پولک‌ها، پوست‌اندازی نام دارد. برای یک مار لایهٔ کامل بیرونی پوست به‌صورت یک لایهٔ تکی کنده می‌شود. پولک‌های مار گسسته نیست مگر لایهٔ روپوست، به این ترتیب با هر پوست‌اندازی پولک‌ها دانه‌ای کنده نمی‌شوند؛ بلکه به صورت یک لایهٔ بیرونی از جا در می‌آیند؛ مانند جورابی که پشت رو شده باشد. شکل و شمار پولک‌های روی سر، پشت و شکم مارها ویژه است و از آن برای کاربردهای آرایه‌شناسی استفاده می‌شود. نامگذاری پولک‌ها در درجهٔ نخست بر پایهٔ جای آن‌ها در بدن مار است. برای نمونه، می‌توان به مارهای کائنوفیدیان (Caenophidia) اشاره کرد: گستره و ردیف‌های پولک‌های پشتی متناظر با مهره‌های دمی است و به دانشمندان اجازه می‌دهد تا بدون کالبدشکافی مهره‌های جانور را بشمارند. مارها مانند جانوران دیگر پلک ندارند؛ بلکه چشمان آن‌ها با پولک‌های شفاف پوشانده شده‌است. چشم‌های مار همواره باز است و تنها برای خواب شبکیه چشم بسته می‌شود یا صورتشان را در لایه‌های بدن فرو می‌برند و آن را می‌پوشانند. پوست‌اندازی پوست‌اندازی چندین کاربرد دارد، نخست آنکه پوست کهنه و فرسوده با پوست تازه جایگزین می‌شود. دوم آنکه کمک می‌کند تا جانور انگل‌ها را از خود دور کند. باور بر آن است که در جانورانی مانند حشرات، پوست‌اندازی کمک می‌کند تا بدن رشد کند اما این مسئله برای مارها هنوز مورد بحث است. فرایند پوست‌اندازی چندین بار در زندگی یک مار روی می‌دهد. پیش از هر پوست‌اندازی مار از خوردن پرهیز می‌کند و اغلب پنهان می‌شود یا به یک جای امن می‌رود. درست پیش از پوست‌اندازی، پوست مار خشک و کدر می‌شود و چشم‌ها به رنگ آبی کدر (ابری) در می‌آید. سطح درونی پوست کهنه مایع می‌شود، این باعث می‌شود تا پوست کهنه از پوست نو که در زیر قرار دارد جدا شود. پس از چند روز چشم‌ها دوباره شفاف می‌شود و مار به بیرون از پوست کهنه می‌خزد. پوست کهنه در نزدیکی دهان می‌شکند و مار می‌تواند با مالیدن خود بر روی سطح‌های زبر بیرون بیاید. در بیشتر موارد پوست کهنه رو به پشت و از سر تا دم کنده می‌شود مانند یک جوراب که پشت رو شده باشد. پوست تازه بزرگتر و روشن‌تر است. یک مار بالغ یک یا دو بار در سال پوست‌اندازی می‌کند در حالی که یک مار جوان و در حال رشد می‌تواند تا چهار بار در سال این کار را انجام دهد. پوست مردهٔ کنده شده به خوبی الگوی پولک‌های بدن مار را نشان می‌دهد اگر پوست کنده شده آسیب ندیده باشد از روی آن می‌توان مار را شناسایی کرد. این نو شدن دوره‌ای در مارها باعث شده تا مار به نماد بهبودی و پزشکی تبدیل شود. استخوان‌بندی استخوان‌بندی بیشتر مارها تنها از یک جمجمه، لامی، ستون مهره‌ها و دنده تشکیل شده‌است البته مارهای خانوادهٔ هنوفیدیا بازمانده‌هایی از لگن خاصره و اندام‌های پشتی از نسل‌های قبل، در آن‌ها به جای مانده‌است. جمجمهٔ مار شامل یک بخش صلب و کامل برای اعصاب (neurocranium) است که بسیاری از استخوان‌های دیگر اتصال ضعیفی به آن دارند به ویژه استخوان‌های فک که برای خوردن شکارهای بزرگ به آسانی جابجا می‌شوند. سمت راست و چپ فک پایینی تنها با یک رباط انعطاف‌پذیر به هم وصل شده‌اند از این رو می‌توانند به میزان زیادی از هم فاصله بگیرند. بخش انتهایی استخوان‌های فک پایینی با یک استخوان چهارگوش (quadrate) مفصل شده‌اند که این اتصال به تحرک بیشتر فک کمک می‌کند. همچنین استخوان چهارگوش و استخوان‌های مربوط به فک پایینی به مار کمک می‌کنند تا هر گونه لرزشی در زمین را حس کنند. چون هر لبهٔ فک می‌تواند به‌طور مستقل نسبت به دیگری جابجا شود مارها فک خود را بر روی سطح به صورت شل و آزاد می‌گذارند تا بتوانند صداهای پیرامون را به صورت استریو دریافت و شکار را شناسایی کنند. مارها با وجود نداشتن گوش بیرونی و استخوان‌های کوچک گوش که مکانیسم تطبیق امپدانس را به عهده می‌گیرند؛ می‌توانند با کمک گذرگاه اتصال فک -استخوان چهارگوش - استخوان رکابی، لرزش و حرکت‌های به اندازهٔ یک آنگستروم را نیز حس کند. استخوان لامی، استخوانی کوچک است که در پشت و بخش زیرین جمجمه، در ناحیهٔ «گردن» قرار دارد و به عنوان اتصالی برای زبان مار عمل می‌کند، این پدیده در چهاراندامان نیز وجود دارد. ستون مهره‌های مار بین ۲۰۰ تا ۴۰۰ (یا بیشتر) مهره دارد. مهره‌های دم نسبتاً کم اند (اغلب کمتر از ۲۰٪ کل) و دنده‌ای به آن‌ها وصل نیست در حالی که مهره‌های دیگر هر کدام دو دنده دارند. مهره‌های مار به قدری قوی اند که به جانور اجازه می‌دهند با اتصال ماهیچه‌های نیرومند به آن بدون داشتن اندام حرکتی به آسانی جابجا شوند. دم بیشتر مارها برخلاف مارمولک نمی‌تواند بدون آسیب از بدن جدا شود. برخی مارها به ویژه مار بوآ و پایتون‌ها بقایایی از اندام‌های اجداد زیستی شان را هنوز دارند بخصوص یک جفت اندام کوچک که مانند ناخن تیز به‌جای پا از دو سوی پارگین بیرون زده‌است، نمود خارجی از اندام‌های به جای مانده از نسل‌های قبل است. اندام‌های درونی قلب مار در یک کیسه احاطه شده‌است که به آن پیراشامه می‌گویند. قلب در بخش دو شاخ نایژه قرار دارد اما به گونه‌ای نیست که در آنجا ثابت باشد بلکه به دلیل نبود دیافراگم می‌تواند حرکت کند. این ویژگی به مار کمک می‌کند تا هنگامی که شکارهای بزرگ را می‌بلعد به قلبش آسیبی وارد نشود. طحال مار به کیسهٔ صفرا و لوزالمعده چسبیده‌است و خون را فیلتر می‌کند. تیموس در بافت چربی بالای قلب قرار دارد و مسئول ساخت گلبول سفید در خون‌است. دستگاه گردش خون در مار بسیار قابل توجه‌است چون یک درگاه سامانهٔ کلیوی دارد به این معنی که خونی که از دُم مار می‌آید نخست از کلیه‌ها رد می‌شود بعد به قلب بازمی‌گردد. از آنجایی که هر چیزی در بدن مار باید لوله‌ای و باریک باشد، شش چپ مار معمولاً کوچک است یا گاهی مارها اصلاً این شش را ندارند. در بیشتر گونه‌های مار تنها یک شش کار می‌کند. این شش شامل یک بخش پیشین‌است که اندام‌های خونی دارد و بخش پشتی که در مبادلهٔ گازها همکاری نمی‌کند. در برخی مارهای آبی، از شش کوچکتر در استاتیک شاره‌ها برای تنظیم شناوری مار استفاده می‌شود اما کاربرد آن در مارهای خاکی هنوز روشن نیست. بسیاری از اندام‌هایی که در بدن جانوران زوج است مانند کلیه یا اندام جنسی، در بدن مار به گونه‌ای چیده شده‌اند که یکی پشت سر دیگری قرار گرفته‌است. زهر مارهای کبرا، گرزه‌ماران و گونه‌های نزدیک به آن‌ها همگی از جمله مارهایی اند که برای بی حرکت کردن یا کشتن شکارشان از زهر استفاده می‌کنند. زهر در اصل همان بزاق اصلاح شدهٔ مار است که از طریق نیش (دندان‌های مار) به شکار می‌رسد. نیش مارهای زهرآگین پیشرفته مانند گرزه‌ماران و کفچه‌ماران معمولاً پیش از نیش زدن تهی است تا هنگام تزریق زهر کاراتر عمل کند درحالی که در مارهایی مانند boomslang تنها یک شیار در لبهٔ پشتی دارند تا زهر را به زخم شکار منتقل کنند. مارها معمولاً از زهر برای شکار کردن استفاده می‌کنند و کمتر از آن در دفاع بهره می‌گیرند.:۲۴۳ زهر برای مارها مانند دیگر مایعات بزاقی به عنوان کمکی در هضم غذا و شکستن ترکیبات پیچیدهٔ آن به مواد خوراکی محلول کاربرد دارد. حتی گزیدگی مارهای غیر سمی (مانند گاز گرفتگی یا گزیدگی دیگر جانوران) در محل زخم ایجاد آسیب در بافت‌ها می‌کند. ۲۰۹ برخی پرنده‌ها، پستانداران و گونه‌هایی از مارها (مانند شه‌مار) که خوراکشان مارهای سمی است، بدنشان نسبت به آسیب زهر برخی مارها مقاوم شده‌است. ۲۴۳ مارهای زهرآگین شامل سه خانواده از مارها است و یک دستهٔ مستقل در آرایه‌شناسی به آن تعلق نمی‌گیرد. برخی بر این باورند که عبارت مار زهرآگین کاملاً درست نیست چون زهر یا تنفس می‌شود یا خورانده، اما زهر مارها تزریق می‌شود. با این حال دو استثناء میان مارها وجود دارد، نخست مار رابدوفیس است که زهر را از بدن وزغ‌هایی که می‌خورد می‌گیرد و آن را از غدد گردنی به سمت مزاحمان ترشح می‌کند. استثنای دوم مربوط به جمعیت اندکی از مار بندجورابی در اورگن است که به اندازهٔ کافی زهر از سمندرهای آبی که می‌خورد در کبدش ذخیره می‌کند تا برای شکارچیان پیرامون مانند روباه‌ها و کلاغ‌ها مسموم باشد. ترکیب زهرمار در گونه‌های مختلف و همین‌طور در هر گونه بر اساس سن، فصل و زمان آخرین ترشح متفاوت است. ترکیبات اصلی آن پروتئین و پلی‌پپتیدهایی که خاصیت آنزیمی و سمی دارند. زهر مارها ترکیبی پیچیده از پروتئین‌ها است که در غدد زهر در پشت سر مار ذخیره می‌شود. غدد زهر در دو طرف سر و در غلافی ماهیچه‌ای قرار دارند. در همهٔ مارهای زهردار این غدد رو به مجراهایی به سمت دندان‌های خالی یا شیاردار فک بالایی باز می‌شود.:۲۴۳این پروتئین‌ها می‌توانند ترکیبی از نوروتاکسین (زهری که به دستگاه عصبی حمله می‌کند)، هموتاکسین (زهری که به دستگاه گردش خون حمله می‌کند)، سایتوتاکسین (حمله به سلول‌ها) و دیگر انواع زهرها باشد. تقریباً همهٔ زهرها آنزیم هیالورونیداز دارند که منجر به انتشار سریع زهر در بدن می‌شود.:۲۴۳ مارهای زهرآگین که زهرشان بر دستگاه گردش خون اثر می‌گذارد با همولیز (تخریب) گلبول‌های قرمز باعث ایجاد لخته و نهایتاً مرگ قربانی می‌شوند دندان‌های نیش این مارها معمولاً در جلوی دهانشان است جلو بودن دندان‌ها عمل نیش زدن و تزریق زهر به قربانی را آسان‌تر می‌کند. برخی مارها که زهرشان به دستگاه عصبی یورش می‌برد (مانند گربه‌مار حلقه‌طلایی) دندان‌های نیش در عقب دهانشان دارند که این دندان‌ها رو به پشت خم شده‌اند این نوع دندان عمل نیش زدن را برای مار دشوار می‌کند همچنین گرفتن زهر از این نوع دندان‌ها برای دانشمندان دشوارتر است. با این حال کفچه‌ماران مانند کبرا و مارهای براق دندان‌های نیششان در جلو قرار دارد. این دندان‌ها توخالی اند و نمی‌توانند به سمت جلو بیایند در نتیجه این مارها نمی‌توانند با دندانشان قربانی را زخمی‌کنند (بدن قربانی را خط بیندازند یا دندان را فقط در آن فروکنند مانند چاقو زدن) بلکه باید واقعاً آن را گاز بگیرند.:۲۴۲ به تازگی پیشنهاد شده‌است که همهٔ مارها می‌توانند تا حدی زهرآگین باشند اما مارهای بی‌خطر زهر ضعیف دارند و دندان نیشی ندارند که با آن آسیب برسانند. در نتیجه بر اساس این نظریه بیشتر مارهایی که به عنوان بدون زهر شناخته می‌شوند همچنان بی‌خطرند چون دندانی که زهر را برساند ندارند یا نمی‌توانند به مقدار کافی زهر به انسان برسانند. همچنین این نظریه ادعا می‌کند که اجداد مارها احتمالاً به مارمولک‌های زهرآگین برمی‌گردد، این نظریه دربارهٔ مارمولک‌های زهرآگین مانند هیولای گیلا، پوست منجوقی، بزمجه و موساسوریان که امروزه منقرض شده‌اند نیز همین نظر را دارد. رفتار خواب زمستانی مارهایی که در مناطقی با زمستان‌هایی سردتر از توان تحمل شان زندگی می‌کنند در سرما به حالت غیرفعال در می‌آیند. مارهای بومی این مناطق به حال خفتگی می‌روند. خفتگی با خواب زمستانی پستانداران متفاوت است چون در خواب زمستانی جانور پستاندار کاملاً به خواب می‌رود اما خزندگان خواب نیستند اما غیرفعال‌اند. برای این منظور یک مار تنها ممکن است در زیر زمین حفره‌ای بکند و به درون آن رود یا درون تنهٔ یک درخت که افتاده پنهان شود یا زیر یک تخته سنگ رود. گاهی هم ممکن است شمار زیادی مار دسته جمعی به یک پناهگاه مانند غار روند. خوراک مارها به شدت گوشت خوارند (بیش از ۷۰٪ از خوراک آن‌ها گوشت است)، از جمله مواد غذایی آن‌ها می‌توان به این موارد اشاره کرد: مارمولک، قورباغه، دیگر مارها، پستانداران کوچک، پرندگان، تخم دیگر جانداران، ماهی، حلزون و حشرات. از آنجایی که مارها نمی‌توانند گاز بگیرند یا شکار را پاره کنند به ناچار آن را درسته فرو می‌برند. بزرگی بدن مار تأثیر زیادی بر عادت‌های خوراکی آن دارد. مارهای کوچکتر شکارهای کوچکتر دارند برای نمونه خوراک پایتون‌های جوان مارمولک و موش است اما در بزرگسالی می‌توانند یک گوزن کوچک یا یک بز کوهی را بخورند. آرواره مار ساختاری پیچیده دارد. برخلاف باور عمومی که مار می‌تواند آرواره اش را جابجا کند، باید گفت مارها آروارهٔ پایینی بسیار انعطاف‌پذیری دارند که دو نیمهٔ آن به صورت اتصال صلب به هم وصل نیستند همچنین چندین اتصال میان فک و جمجمه وجود دارد که به آن‌ها اجازه می‌دهد دهانشان را برای بلعیدن درستهٔ یک شکار که قطرش از قطر بدن خود مار بیشتر است باز کنند. برای نمونه مار تخم-خور آفریقایی می‌تواند تخم‌هایی بسیار بزرگتر از قطر سرش را فروبرد. ۸۱ این مار هیچ دندانی ندارد اما پیش آمدگی استخوانی محکمی در لبهٔ درونی ستون مهره‌های خود دارند که با کمک آن تخم‌ها را می‌شکنند.:۸۱ درحالی که بیشتر مارها از جانوران دیگر شکار می‌کنند در این میان شاه کبرا و مار استرالیایی بندی-بندی دیگر مارها را شکار می‌کنند. مار Pareas iwesakii و دیگرقمچه‌مارانی که از حلزون تغذیه می‌کنند، از زیرخانوادهٔ Pareatinae، دندان‌های بیشتری در نیمهٔ راست دهانشان دارند تا نیمهٔ چپ؛ دلیل این پدیده این است که پوستهٔ شکار آن‌ها معمولاً در جهت ساعت‌گرد می‌چرخد.:۱۸۴ برخی مارها شکار خود را اول با نیش زدن می‌کشند و بعد می‌خورندبرخی دیگر با چنبره زدن به دور آن، آن را آمادهٔ خوردن می‌کنند. بقیهٔ مارها شکار خود را زنده و درسته می‌خورند.:۸۱ پس از خوردن مارها می‌خوابند تا فرایند گوارش روی دهد. گوارش فرایند انرژی بری است به ویژه اگر شکار بزرگ باشد. برای مارهایی که گه گاه به شکار می‌روند دستگاه گوارش و روده بخشی از وعدهٔ غذایی را وارد بدن می‌کند تا انرژی ذخیره شود پس از ۴۸ ساعت دستگاه گوارش با ظرفیت کامل دوباره مشغول به کار می‌شود. خونسرد بودن مارها باعث می‌شود دمای پیرامون تأثیر زیادی بر گوارش آن‌ها بگذارد. بهترین دما برای گوارش مار ۳۰ درجهٔ سانتیگراد است. در پی فرایند گوارش دمای سطح بدن ۱٫۲ درجهٔ سانتیگراد افزایش می‌یابد. اگر مار پس از خوردن خطری را احساس کند خوراک خود را بالا می‌آورد تا بتواند فرار کند. اما اگر کسی مزاحمش نشود فرایند گوارش بازدهی بالایی در بدن مار دارد به گونه‌ای که با آنزیم‌های بدن او تقریباً همهٔ بدن شکار جذب می‌شود (غیر از پر، مو و پنجه‌های شکار که همراه با مواد زائد بدن (اسید اوریک دفع می‌شود) جابجایی نداشتن دست و پا در مارها آن‌ها را از جابجایی بازنداشته‌است. آن‌ها چند روش حرکتی برای خود پیدا کرده‌اند که بسته به محیط‌های مختلف متفاوت است. در جانورانی که دست و پا دارند، جابجایی به صورت یک عمل پیوسته‌است درحالی که جابجایی در مارها به صورت گسسته و متفاوت از دیگری است و انتقال بین یک نوع از جابجایی به نوع دیگر کاملاً ناگهانی روی می‌دهد. خیزش موج وارِ جانبی خیزش موج وارِ جانبی یا بر پهلو، تنها روش جابجایی مارهای آبی و پرکاربردترین روش جابجایی در میان مارهای خشکی است. در این روش جابجایی مار به صورت متناوب و پی در پی خود را به چپ و راست خم می‌کند وقتی به آن نگاه می‌کنیم گویی یک موج رو به عقب در حرکت است. این جابجایی به نظر سریع می‌آید اما در واقع بیشترین سرعتی که برای مارها ثبت شده به اندازهٔ دو طول بدن مار در یک ثانیه بوده که البته چنین سرعتی بسیار کم پیش می‌آید و مارها معمولاً با سرعت کمتری جابجا می‌شوند. مقدار انرژی که مارها با این روش از خزش مصرف می‌کنند برابر با مقدار انرژی است که یک مارمولک هم وزن مار، در هنگام دویدن صرف می‌کند. خزش موج وارِ بر پهلو برای مارهای خشکی به این صورت است که: موجی که گفته شد در اندام مار ایجاد می‌شود و رو به عقب حرکت می‌کند به نقطه‌های از زمین مانند سنگریزه‌ها، ناهمواری‌های خاک و ساقه‌های گیاهان نیرو وارد می‌کند و در اثر نیروی عکس‌العمل این اجسام مار دقیقاً رو به جلو هل داده می‌شود. سرعت جابجایی در این روش کاملاً به تراکم و جنس نقطه‌ای از زمین که مار بر آن نیرو وارد می‌کند بستگی دارد. سرعت حرکت موج دقیقاً با سرعت حرکت مار برابر است در این روش چون مار به صورت مستقیم رو به جلو هل داده می‌شود می‌تواند از میان مسیرهایی که چگالی گیاهی آن‌ها زیاد است به راحتی عبور کند و از هر سوراخ کوچکی رد شود. وقتی مار شنا می‌کند موجی که گفته شد بزرگتر می‌شود و سرعت حرکت رو به عقب موج از سرعت حرکت رو به جلوی مار بیشتر خواهد بود. این روش خزش با اینکه ظاهری مشابه در میان مارهای آبی و خاکی دارد اما الگوی دگرگونی‌های ماهیچه‌های درگیر در آن بین مارهای آبی متفاوت از مارهای خاکی است از این رو، دو روش متفاوت جابجایی در نظر گرفته می‌شود.همهٔ مارها می‌توانند با موج جانبی رو به پشت، خود را به سمت جلو هل دهند (حرکت رو به جلو) اما تنها در میان مارهای آبی دیده شده که مار با ایجاد موج رو به جلو، خود را به پشت هل دهد (حرکت به سمت عقب). گونه‌های مار مارهای چمباتمه زن (فشاردهنده یا چنبره‌ای) مارهای چمباتمه زن بزرگ‌ترین مارهای دنیا هستند و شامل پیتون‌ها و بواها می‌باشند. آن‌ها غیر سمی هستند و حیوانات دیگر را با فشار دادن و له کردن از پا درمی‌آورند. مارهای جمع شونده دور شکار خود می‌پیچند و به تدریج حلقه را تنگ‌تر می‌کنند تا شُش‌ها دیگر قادر به باز شدن نباشند؛ در نتیجه حیوان خفه می‌شود. آن‌ها نیز مانند مارهای دیگر قادر به جویدن نیستند و شکار خود را یکباره می‌بلعند. اندرکنش با انسان مارها در حالت عادی، انسان شکار نمی‌کنند مگر آنکه زخمی‌باشند یا ترسیده باشند. بیشتر مارها ترجیح می‌دهند از تماس یا حمله به انسان پرهیز کنند. در حالت کلی مارهای غیر سمی خطری برای انسان نیستند تنها استثناء مارهای چنبره‌ای بزرگ است. گزیدگی یک مار غیر سمی معمولاً بی‌خطر است چون دندان‌های مار برای پاره کردن یا ایجاد زخم عمیق طراحی نشده‌اند بلکه بیشتر برای گرفتن شکار و نگاه داشتنش کار می‌کنند. با این حال احتمال عفونت و آسیب به بافت محل گزیدگی مار غیر سمی وجود دارد. مارهای زهری خطر بسیاری بزرگتری برای انسان‌اند.:۲۰۹ سازمان سلامت جهانی مارگزیدگی را زیر ردهٔ «دیگر شرایط نادیده گرفته شده» فهرست می‌کند. میزان مرگ و میر ناشی از مارگزیدگی خیلی مستند نیست. نیش مارهای سمی که منجر به مرگ نشود می‌تواند به قطع عضو بینجامد. از حدود ۷۲۵ گونهٔ مار زهری در سراسر جهان ۲۵۰ مورد می‌توانند با یک نیش انسان را بکشند. به‌طور متوسط در استرالیا در هر سال یک تن قربانی مارگزیدگی می‌شود درحالی که در هند، سالانه ۲۵۰ هزار مارگزیدگی ثبت می‌شود که ۵۰ هزار مورد آن‌ها منجر به مرگ می‌شود. درمان مارگزیدگی بسته به خود گزیدگی متفاوت است. بهترین درمان استفاده از پادزهری است که از زهر همان مار گرفته شده باشد. برخی پادزهرها تنها برای یک گونه جواب می‌دهند و برخی دیگر برای چندین گونه. برای مثال در آمریکا همهٔ مارهای زهری از نوع افعی روزن‌دار اند به استثنای مار مرجانی. برای پادزهر ساختن، ترکیبی از زهر گونه‌های مختلف مار زنگی، سر-مسی، و دهان-پنبه‌ای با هم مخلوط می‌شوند و به بدن یک جانور مانند اسب تزریق می‌شوند تا جایی که بدن اسب ایمن می‌شود سپس خون از بدن اسب ایمن شده گرفته می‌شود. سرم از خون جدا، خالص‌سازی و یخی خشک می‌شود. سپس با آب استریل بازسازی می‌شود و تبدیل به پادزهر می‌شود. در این میان کسانی که به اسب حساسیت دارند احتمال آنکه نسبت به پادزهر حساسیت بدهند وجود دارد. پادزهر مارهای خطرناک تر مانند مامبا، تایپان و کبرا هم به همین روش در هندوستان، آفریقای جنوبی و استرالیا ساخته می‌شود که البته این پادزهرها تنها برای همان گونه کاربرد دارد. افسونگران مار در برخی نقاط جهان به ویژه در هند، افسونگری مار یکی از نمایش‌های خیابانی است. افسونگر یک مار در سبدش دارد که به نظر می‌رسد مار با نواختن ابزار موسیقی (معمولاً فلوت) افسون می‌شود و به آن پاسخ می‌دهد. مارها گوش خارجی ندارند بلکه تنها گوش داخلی دارند و به حرکت‌های فلوت پاسخ می‌دهند و نه به صدایی که می‌شنوند. قانون حفاظت از حیات وحش در سال ۱۹۷۲ افسونگری مار و دیگر نمایش‌های خیابانی این‌گونه را به دلیل ظلم و بی رحمی به جانداران ممنوع کرده‌است. از جمله دیگر نمایش‌های خیابانی استفاده از یک خدنگ و مار است و مجبور کردن دو حیوان به جنگ با یکدیگر. این کار امروزه کمتر انجام می‌شود چون در اثر زخم‌های شدید مار یا خدنگ ممکن است کشته شوند. این روزها به دلیل بوجود آمدن زندگی مدرن و قانون‌های حمایت از حیوانات، این‌گونه شغل‌ها در هند رو به پایان‌اند. به دام انداختن قبیلهٔ ایرولاس (Irulas) از آندرا پرادش و تامیل نادو در هند از گذشته از شکارچیان-مجموعه داران مار در جنگل‌ها و بیابان‌های خشک و گرم بوده‌اند و هنر گرفتن مار برای نسل‌های طولانی میان آن‌ها رواج داشته‌است. آن‌ها دانش گسترده‌ای از مارها دارند و عموماً مارها را تنها با کمک یک چوب شکار می‌کنند. پیشتر این قبیله هزاران مار را برای صنعت پوست مار شکار می‌کرد اما پس از قانون ممنوعیت شکار مار در هند (۱۹۷۲) آن‌ها تجارت خود را به شکار مار برای گرفتن زهر آن تغییر دادند آن‌ها از هر مار چهار بار زهرگیری می‌کردند و بعد آن را آزاد می‌کردند. از زهر در تولید پادزهر، پژوهش‌های پزشکی بیو و دیگر محصولات پزشکی استفاده می‌شد. همچنین گفته شده این قبیله از گوشت مار هم می‌خورند برخی دیگر از مارها برای ریشه کن کردن موش‌های مزاحم در روستا استفاده می‌کنند. علاوه بر افسونگران مار، گروهی به صورت حرفه‌ای به شکار مار می‌پردازند در این حالت یک خزنده‌شناس با یک تکه چوب بلند که سر آن دو شاخ شده مار را به دام می‌اندازد. برخی مجریان تلویزیونی مانند بیل هاست، آستین استیونز، استیو اروین و جف کوروین ترجیح می‌دهند مار را با دست خالی شکار کنند. به عنوان خوراک در برخی فرهنگ‌ها مانند آشپزی کانتونی (مربوط به بخش‌هایی از چین) خوراک‌هایی مانند سوپ مار وجود دارد که در پاییز معمولاً خورده می‌شود مردم منطقه بر این باورند که خوراک‌های برگرفته از مار باعث گرمی بدن و گرمی قلب می‌شود. در فرهنگ غرب خوردن مار در شرایط قحطی و گرسنگی زیاد ثبت شده‌است. البته مار زنگی پخته یک استثناء است که خوراک آن در بخش‌هایی از غرب آمریکا رواج دارد. در کشورهای آسیایی مانند چین، تایوان، تایلند، اندونزی، ویتنام و کامبوج نوشیدن خون مار، بخصوص کبرا برای بالا بردن میل جنسی مردانه رواج دارد. این خون زمانی گرفته می‌شود که کبرا هنوز زنده است و معمولاً با یک نوشیدنی الکلی آمیخته می‌شود تا مزهٔ بهتری پیدا کند. در برخی کشورهای آسیایی یک یا چند مار را در یک نوشیدنی الکلی می‌خوابانند با این فرض که این نوشیدنی سنگین تر (قوی تر) می‌شود (و البته گران‌تر). آبگوشت مار نوعی آبگوشت بوده که در ایران قدیم از گوشت مار تهیه می‌شده و برای مصونیت از مارگزیدگی، دور کردن سحر و جادو، و افزایش قوای جنسی مصرف می‌شده‌است. در آمریکا به نیروهای ویژهٔ ارتش یاد داده می‌شود که چگونه یک مار را بگیرند، بکشند سپس بخورند به کسانی که چنین کار می‌کنند مارخور (snake eater) گفته می‌شود. این کار برای یادگیری چگونه جان به در بردن از شرایط دشوار است. شراب مار (蛇酒) یک نوشیدنی است که از خواباندن یک مار درسته در شراب برنج یا اتانول بدست می‌آید این نوشیدنی نخستین بار در چین ثبت شده‌است برپایهٔ طب سنتی چین این نوشیدنی به فرد نیروی دوباره می‌بخشد. مار در باورهای فرهنگی • مار پرنده در آیین کاکولکان، آیین تمدن مایاها، نشانه این آیین به‌شمار می‌رفت. • مار در افسانه‌های کهن ایرانیان، روی شانه‌های ضحاک، پادشاه ستمگر، به صورت جزئی از بدن او، و دربرابر گناهانش، پس از خدمت شیطان در لباس یک آشپز به وی، ظاهر می‌شود. • ردپای مار به عنوان موجودی جالب توجه را می‌توان در اساطیر کهن از جمله یونان باستان یافت. نشان مار در اساطیر یونانی-رومی به ۱۲۰۰ سال قبل از میلاد مسیح برمی‌گردد که در آن «آسکِلِپیوس» (فرزند آپولون) خدای پزشکی و درمان، بیماران را شفا می‌بخشیده و مردگان را زنده می‌کرده‌است. او همواره عصایی را با خود به همراه داشت که ماری به دور آن پیچیده بود، چرا که مار در اساطیر یونانی-رومی نماد هوش و سلامت بود. • دنیای پزشکی نوین همچنان وامدار اسطوره‌های کهن است چرا که مار در دنیای امروز هم نماد پزشکی و سلامت است. ردپای این موجود افسونگر را در مصر باستان نیز می‌توان یافت؛ مار کبری نماد سلطنت و قدرت مصر باستان بوده و «بوتو» الهه نگهبان مصر و فرعون در قامت مار کبری خدایی می‌کرده‌است. • علاوه بر داستان‌های اساطیری، در انجیل بیش از هشتاد بار از مار نام برده شده و شیطان در قالب مار آدم و حوا را فریب داده‌است؛ همچنین در قرآن نیز چندین بار از انواع گوناگون آن نام برده شده‌است و با وجود آنکه اشاره مستقیمی به فرورفتن شیطان در کالبد مار وجود ندارد، این قصه در روایاتی آمده‌است. زهر مار استفاده دارویی زهرمار بخاطر اثرات دارویی و فیزیولوژیک می‌تواند بر مولکول‌های زیستی، سلول‌ها، بافت‌ها و اندام‌های مختلف اثر بگذارد بنابراین قابلیت آن را دارد که در صنعت داروسازی بکار گرفته شود. «کاپتوپریل» دارویی که در درمان فشارخون و بیماری‌های قلبی استفاده می‌شود شاید یکی از معروفترین مثال‌های بهره‌گیری از زهر مار در صنعت داروسازی باشد. بررسی اثرات پپتیدهای موجود در زهرمار تیره گرزه‌ماران (وایپریدا) باعث شناخت آنزیم‌های مؤثر بر کارکرد قلب و فشار خون شد که در نهایت تولید این دارو به انقلابی در درمان بیماری‌های قلبی و عروقی انجامید. برخی از پپتیدهای موجود در زهرمار مانند تکستیلینین خاصیت ضد خون‌ریزی دارند، از این ماده برای ساخت داروی جلوگیری از خون‌ریزی در هنگام عمل قلب باز استفاده شده که مراحل آزمایشگاهی و بالینی خود را طی می‌کند. از سوی دیگر، در جهان امروز که با مسئله مقاومت آنتی‌بیوتیک‌ها، ترکیباتی با خاصیت ضد باکتریایی و ضد قارچی، می‌توانند به کشف آنتی‌بیوتیک‌های جدید منجر شود. زهرمار به دلیل داشتن ترکیبات پیچیده زیستی و دارویی مانند پروتئین‌ها و پپتیدهای آنزیمی و غیر آنزیمی، مواد معدنی متفاوت و مواد غیر معدنی خاص خود، خاصیت هیدرولیز دارد. این خاصیت می‌تواند در درمان بیماری‌های مختلف از جمله درمان سرطان مورد استفاده قرار گیرد و راه‌های جدیدی را در درمان بگشاید.

[ اطلاعات بیشتر ...]

تعداد مشاهده (68)       نظرات (0)

نظرات کاربران درباره مقاله "مار"


نظرتان را بیان کنید

نام:
پست الکترونیکی:
نظر:
کد بالا را در محل مربوطه وارد نمایید