17 آذر 1397

فرزند سالاری وعواقب آن

مولف: معصومه محمدزاده   /  دسته: دسته بندی نشده   /  رتبه دهید:

فرزند سالاری وعواقب آن

وقتی پای عشق در میان باشد، پای عقل می‌لنگد. شاید وقتی «موریس مترلینگ» معروف، به چنین نتیجه‌ای رسید، حتی یک درصد هم منظورش عشق والدین و فرزندان نبود، اما وقتی فرزند، «سالار» می‌شود... . شهرزاد: وقتی پای عشق در میان باشد، پای عقل می‌لنگد. شاید وقتی «موریس مترلینگ» معروف، به چنین نتیجه‌ای رسید، حتی یک درصد هم منظورش عشق والدین و فرزندان نبود، اما وقتی فرزند، «سالار» می‌شود، نشانه عقلی است که به واسطه عشق بیش از حد والدین، نادیده گرفته شده است. با این همه گریزی نیست. چون این روزها فرزندان به معنای واقعی سالارند و پدیده «فرزندسالاری» محصول مشترک عشق والدین نسبت به فرزندان و هم‌چنین سوءاستفاده فرزندان از این عشق است. پرداختن به چنین موضوعی در شرایطی که حاکمیت موجود بر جامعه به دست فرزندان خانواده‌هاست، می‌تواند خواندنی باشد. هر چند سالارهای کنونی، اعتقادی به سالار بودنشان نداشته باشند. خانواده کوچک سه نفره، روبه‌روی تلویزیون نشسته‌اند و جمعشان جمع است. سارا کنترل تلویزیون را به دست گرفته و توی تمام کانال‌ها سرک می‌کشد. تلویزیون مدام پلک می‌زند و از این کانال به آن کانال می‌شود. نه صدای مادر درمی‌آید و نه پدر. چون سارا، سارا نیست، سالار است. ماکارونی، غذای مورد علاقه‌اش است. قرار است شب میهمان داشته باشند. رأی‌گیری می‌شود، اما آن‌چه مسلم است، این است که مازیار ماکارونی دوست دارد و وقتی او به پخت غذای مورد علاقه‌اش دستور می‌دهد، حرفی بالای حرفش نیست. سالار که حرف بزند، باید بی‌خیال سلیقه مهمان‌ها و آبروی خانواده شد. سالار بی‌خلاقیت «حسنی» را حتما به یاد دارید. همان حسنی بلا که هیچ‌کس باهاش رفیق نبود! نه فلفلی، نه قلقلی، نه مرغ زرد کاکلی! توی ده شلمرود و ... و ... حسنی همان سالار قدیم است. او دچار پدیده فرزندسالاری شده و خلاقیت خود را از دست داده است. چون در یک هرج و مرج و بلاتکلیفی رشد کرده است. همان جایی که قانون و قاعده خاصی برای برخورد افراد با یکدیگر وجود ندارد و افراد دارای آزادی مطلق‌اند. پس هر کاری که دوست داشته باشند، انجام می‌دهند. خانواده و نقش آن در فرزندسالاری خانواده و چگونگی روابط میان اعضا و ارتباط والدین با فرزندان، در شکل‌گیری شخصیت و رشد اجتماعی، عاطفی و عقلانی فرزندان نقش و اهمیت زیادی دارد. در خانواده‌ای که ارتباط متقابل میان اعضایش برقرار باشد، فرزند به رشد و خلاقیت بسیاری دست پیدا می‌کند. این در حالی است که در بعضی از خانواده‌ها، فرزندان حاکم خانواده‌اند و سالار می‌شوند. فرزندسالاری، موجب تربیت فرزندان پرتوقع، خودخواه و کم‌عقل شده است. سالارها با تضییع حقوق دیگران در عرصه‌های مختلف اجتماعی و ترویج رفتارهای خاص، لطماتی را به جامعه وارد می‌کنند. از اثرات تخریبی فرزندسالاری، ضایع شدن حقوق سایر اعضای خانواده، به ویژه پدر و مادر است. روان‌شناسان درباره سالارها چه می‌گویند؟ می‌گویند سالارهای کوچک، حق پدر و مادر را ضایع می‌کنند. همین است که خطرناک است. چون او پس از ورود به تمام عرصه‌های اجتماعی، حقوق دیگران را هم ضایع می‌کند و با ترویج رفتارهای نه‌چندان درست و خاص و منحصر به فرد خودش، لطمات سنگین بر جامعه وارد می‌کند. برخی از کارشناسان، فرزندسالاری را پدیده‌ای ضایع‌کننده نمی‌دانند، بلکه این شیوه تعامل در خانواده را نشانه ارزش‌گذاشتن به نسل نو می‌دانند و آن را ارج می‌نهند. در مقابل، برخی از کارشناسان مسائل اجتماعی معتقدند در خانواده‌های فرزندسالار، به دلیل این‌که خواسته‌های فرزندان مد نظر قرار می‌گیرد، ‌روحیه اطاعت از قانون، احترام به مقدمات اجتماعی و رعایت آداب اخلاقی، ‌به کم‌ترین حد ممکن می‌رسد. دکتر «مهدوی دوایی» با اشاره به موارد بالا می‌گوید: «وقتی کانون خانواده، ‌اولویتش را از دست بدهد، چنین عواقبی دارد. خانواده به دلیل این‌که کوچک‌ترین نهاد اجتماعی است، دچار تزلزل شده و در نهایت جامعه را متضرر می‌کند.» این روان‌شناس معتقد است وقتی شعار «بزرگ‌ترها، کوچک‌ترها را نمی‌فهمند» تبلیغ شود و مدام گفته شود که کوچک‌ترها درک نمی‌شوند، چنین عواقبی پیش می‌آید. به اعتقاد دکتر دوایی، تزلزل روابط در خانواده باعث این نمودهای بیرونی می‌شود. اگر خانواده‌ها چنین چیزی را دنبال کنند، از سالار بودن کاسته می‌شود. ایجاد رابطه مستقل بین اعضای خانواده، ‌تیزی این سالار بودن را می‌گیرد. مثلا پدر با فرزندش رابطه مستقل داشته باشد و با هم به پارک، سینما و ... بروند یا این رابطه با فرزندان دیگر و حتی همسر ایجاد شود. در این صورت، احساس دوگانگی از بین می‌رود. دکتر «اصغر مهاجری» پدیده سالار بودن در میان فرزندان را یکی از مشکل‌های مدیریت خانواده می‌داند و می‌گوید: «شکل افراطی مدیریت خانواده، حاکمیت ارزش‌های مد نظر فرزندان است که به اعتقاد من یک انحراف و یک آسیب در فرآیند تربیت اعضای خانواده و فرزندان یا جامعه‌پذیری خانواده است. این آسیب موجب می‌شود خانواده، پویایی و سلامت لازم به خصوص سلامت روانی ـ اجتماعی خود را از دست بدهد.» به گفته او، یکی از مشکلات خانواده‌ها، به خصوص خانواده‌های شهری، توجه افراطی به فرزندان است. تن دادن غیرمعقولانه به خواسته‌های آنان موجب می‌شود فرزندان به درستی رشد نکنند، خانواده هم دچار مشکل و تنش شود و هم‌چنین در آینده، خانواده‌ها دارای پدرها و مادرهایی بدون تعهد، افراطی و دیکتاتور باشند. از این رو، جامعه‌شناسان و روان‌شناسان اجتماعی، ‌فرزندسالاری را تأیید نمی‌کنند. چطور فرزندسالاری را کنترل کنیم؟ عواقب سالارخان این وظیفه آموزش و پرورش است که مهارت‌های زندگی و مسائل تربیتی را به صورت علمی به خانواده‌ها و کودکان آموزش دهد که متأسفانه در ایران، مدرسه و خانواده،‌ کم‌تر از پنج درصد از آموزش مهارت زندگی را به ویژه در مسائل قانونی به سالار می‌دهند. مهم‌ترین ارتباط میان والدین و فرزندان، ‌قوانین و مقررات ویژه در خانه است. خانواده همراه سالارهای کوچک باید برای حرکت و رشد اجتماعی، ‌قوانین و مقررات ویژه‌ای را تنظیم و از آن پیروی کنند. خانواده‌هایی که قوانین محکم و مناسبی را با تأیید فرزندان در خانه حاکم می‌کنند، در جامع نیز قانون‌گرا هستند و دارای رشد و شخصیت بالایی‌اند. سالارهای کوچک،‌ ویروس‌های اجتماعی فرزندسالاری، مسئله‌ای است که از خانواده‌هایی که دارای ویژگی‌های اقتصادی متوسط به بالا هستند، ‌ظهور پیدا کرده و وارد سایر طبقات اجتماعی جامعه شده است. در این تعامل و در این طبقه، پدران و مادران از ترس به هم خوردن شرایط مطلوب موجود می‌کوشند خواسته‌های طبیعی و غیرطبیعی سالارهای کوچک را جامه عمل بپوشانند و تسلیم نوعی باج‌خواهی سالارکوچولوها شوند. گاهی اوقات نیز سالارهای کوچک با درک نقطه ضعف والدین، دامنه و گستره خواسته‌های خود را افزایش می‌دهند. به این ترتیب فرزندسالاری به صورت ویروس، در لایه‌های مختلف اجتماعی پخش شده است. پدیده سالارکوچک‌ها در کشور ما باعث شده طول دوره نوجوانی و جوانی از مرز 35 سال تجاوز کند. تا این سن، افراد، هیچ‌گونه مسئولیت فردی و اجتماعی در قبال خانواده و جامعه از خود بروز نمی‌دهند و همه چیز و همه کس را در خدمت خود می‌خواهند. برای پیشگیری از پدیده فرزندسالاری باید آموزش و پرورش اقدامات وسیعی را در زمینه اجتماعی کردن و قانونمند کردن کودکان انجام دهد. فرزندآموزی بهتر است برای این‌که به فرزندانمان نزدیک شویم تا سالار نشوند، از آن‌ها بیاموزیم. یکی از مواردی که می‌تواند باعث کسب هویت بچه‌سالارها شود، این است که آن‌ها تصور کنند مورد قبول واقع شده‌اند. والدین با سئوال کردن در مورد مسائلی که می‌دانند فرزندانشان اطلاعات کافی یا مهارت در آن زمینه دارند، در واقع غیرمستقیم‌ به او می‌فهمانند که در آن رشته او را قبول دارند و برایش ارزش قائلند. متخصصان تعلیم و تربیت می‌گویند گاهی از فرزندانتان مشورت بخواهید و طبق نظر آن‌ها کارهای خانواده را سامان دهید. کارهایی نظیر چیدمان دکور منزل، انتخاب اتومبیل و تعیین مکان تفریحی برای اوقات فراغت خانواده؛ اما اجازه ندهید آن‌ها سالار شوند. http://niniban.com پس، از حالا به فکر سالارسازی و سالارپرستی نباشید. کمی عقلتان را به کار بیندازید، حتی اگر پای عشق در میان باشد. قرار نیست پای عقل یا عشق بلنگد!

تعداد مشاهده (75)       نظرات (0)

نظرات کاربران درباره مقاله "فرزند سالاری وعواقب آن"


نظرتان را بیان کنید

نام:
پست الکترونیکی:
نظر:
کد بالا را در محل مربوطه وارد نمایید